|
به یادت بودم ویادم نبودی گرفتارت شدم بامن نبودی
به پایت از همه عالم گذشتم به دورم گشتمت اما نبودی!
به یادت عشق ها افسانه کردم به شوقت خانه ها ویرانه کردم
گذشتم از دو صد یاران دیرین نهایت آن که می باید نبودی!
به هر شهری که تو رفتی رسیدم کنارت هم نقاب تو خریدم
گرفتم دیده ها را من ندیده ولی آنی که می گفتی نبودی!
سر انجام همه غم هات بودم دلت این جا نه،اما یادت بودم
شدم هم رنگ روزای سرابت چه صد افسوس که تو با من نبودی!
"وب فرمانداری عشق" پریا
|